در دنياي خبر امروز بسياري از گزارش ها و اخباري توسط مردمان عادي کوچه و بازار که براي شبکه هاي خبري بزرگ فعاليت مي کنند، مخابره مي شود.


آنچه در انقلاب هاي کشورهاي عربي رخ داد، نشان از يک تحول سترگ در عرصه اطلاع رساني داشت. در تونس، مصر، ليبي، يمن و سوريه صداي مردم را در وهله نخست، نه خبرنگاران رسمي، که شهروندان خبرنگار مخابره کردند و به گوش جهانيان رساندند و الا در شهرستاني دور افتاده در تونس که آن جوان دستفروش خودسوزي کرد، خبرنگار کدام رسانه بزرگ جهاني حاضر بود، جز مردمي که متصل به اينترنتي بودند که آنان را به دنياي خارج از شهر کوچکشان پيوند مي داد.

بسياري از عکس ها از زلزله اندونزي و ويدئوهاي تظاهرات دانش آموزان در دانشگاه کاليفرنيا و صدها هزار رويداد ديگر نخستين بار توسط مردم عادي و با ابزار آلات ديجيتالي معمولي، مخابره شده و در اختيار خبرگزاري ها و ديگر رسانه هاي بزرگ بين المللي قرار گرفته است.

در دنياي رسانه نوين، خبرنگار نه تنها به خبرنگاراني که در رسانه ها مشغول به فعاليت هستند، بلکه به تک تک افرادي که موبايل دارند يا به اينترنت دسترسي دارند و البته "دغدغه اطلاع رساني" هم دارند اطلاق مي شود.
سابقه پيدايش شهروند خبرنگار را مي‌بايست در مطبوعات آنارشيست قرن 20 که گرايشات کارگري سوسياليستي رو به گسترش نهاده بود، جست و جو کرد. اين فعالان ژورناليست و نوظهور کارگري، فاقد هرگونه آموزش و سواد رسانه‌اي بودند و وقتي که وارد حوزه ارتباطات و نشريه شدند، عليه نظام سرمايه‌داري به فعاليت پرداختند و عامل تهديدي براي نظام سرمايه‌داري شدند.

شهروندان خبرنگار (Citizen-journalists) در دنياي ديجيتالي امروز به افرادي گفته مي شوند که با ابزار آلات ديجيتالي و عادي خود و بدون انتظار مالي اخباري را که روزانه با آنها مواجه مي شوند و برايشان جالب است، براي رسانه هاي مخابره مي کنند. در اين تعريف آمده است که امروزه در دنياي مطبوعات، مخاطب ها تنها به خواندن مطالب بسنده نمي کنند و خود به توليد محتواي خبري نيز کمک مي کنند.


طبق گفته برخي متخصصان در بسياري مواقع شهروندان معمولي داستان هايي در وبلاگ ها نقل مي کنند، در توئيتر توئيت مي کنند، اخباري به ديگر وب سايت هاي اجتماعي از جمله فيس بوک مي فرستند و يا فايل هاي ويدئويي به يوتوب ارسال مي کنند که دست يابي به آنها براي بسياري رسانه هاي خبري در اسرع وقت و در کوتاهترين زمان امکان ناپذير است.

از آنجا که جمعيت گسترده اي از مردمان جهان به گوشي هاي تلفن همراه مجهز به دوربين هاي ديجيتالي دسترسي دارند، پديده شهروند ديجيتالي به طرز چشمگيري قدرت يافته و حتي مي توان اقرار کرد که در دنياي مطبوعات امروز حساب عمده اي بر روي قدرت بي پايان شهروند ديجيتالي باز شده است.


اما از معايب اين پتانسيل عظيم رسانه اي نيز مي توان به موارد زير اشاره کرد:

  • شهروندان خبرنگار فاقد هرگونه صلاحيت علمي و آکادميک بوده و از اهليت سياسي و اجتماعي برخوردار نيستند.
  •  اين گروه از افراد توانايي تدوين حرفه‌اي خبر و گزارش را ندارند.
  • در عين حال، عدم دسترسي آنان به منابع معتبر، موجب رواج شايعه‌پردازي مي‌شود.
  • شهروند خبرنگار خود را به هيچ مرجعي پاسخگو نمي‌داند، عدم پاسخگو بودن، زمينه را براي نشر اخبار مخالف منافع ملي فراهم مي‌آورد و لازم است زمينه‌هاي مناسب براي فعاليت‌ اين قشر از مردم فراهم شود.


طبق گفته "ريچارد سامبروک"، يکي از مديران شبکه خبري بي بي سي، پس از بمب گذاري متروي سال 2007 لندن به اندازه اي پيام متني، عکس، فايل ويدئويي و ايميل در اختيار شبکه هاي خبري از جمله بي بي سي قرار گرفت که صراحتاً مي توان گفت دسترسي به اين ميزان مطالب براي خبرنگاران اين شبکه هاي خبري در اسرع وقت کاملا امري غيرممکن بود.


بسياري از تحليلگران بر اين اعتقادند که حرفه خبرنگاري در سالهاي اخير و تحت تاثير ديجيتاليزه شدن ابزار آلات تهيه خبر و مخابره آنها با تغييرات و دگرگوني هاي بي سابقه اي روبرو شده و پديده شهروند خبرنگار يکي ديگر از فاکتورهايي است که تغييرات عمده اي در اين حرفه پديد آورده است و به نظر مي رسد که با افزوده شدن تعداد خبرنگاران غير حرفه اي تعداد گوش ها و چشم هاي جمع آوري کننده اطلاعات رو به فزوني است و اين امر بي شک شانس دسترسي به اطلاعات از هر نقطه جهان را افزايش خواهد داد .

اما اين امر تنها به مقوله خبر اختصاص ندارد، راه شرکت کردن شهروندان عادي در فعاليت هاي علمي نيز کم کم در حال هموارتر شدن است.

مي توان ادعا کرد که علم ديگر چيزي نيست که فقط در آزمايشگاه ها يا ميدان هاي پژوهشي در دست دانشمندان باشد. اينترنت راه دسترسي آسان همه را به اطلاعات و نيز راه ارتباط بين انسان ها را هموار کرده است.

يکي از نخستين پروژه هاي علوم شهروندي پروژه  SETI@Home بود که از اوقات فراغت شهروندان براي جست و جو در زمينه زندگي فرازميني يا موجودات فضايي بهره مي گيرد.

پروژه Galaxy Zoo از آن هم بزرگ تر است که در آن حدود ۲۵۰۰۰۰ شهروند - دانشمند به جست و جوي کيهان مي پردازند و به اخترشناسان کمک مي کنند.

يکي ديگر از پروژه هاي جالب که شهروندان به توسعه و گسترش علم وا مي دارد، پروژه آفتاب گردان است که طي آن از شهروندان مي خواهند مشاهدات خود را درباره حشره مفيد ولي در حال انقراض زنبورعسل، به پژوهشگران گزارش دهند.

جالب ترين چنين پروژهايي، بازي FoldIt است که در سال ۲۰۰۸ به قصد مشارکت دادن شهروندان در حل مسائل تاخوردن پروتئين ها رونمايي شد.

البته آخرين پروژه شهروند - دانشمند، مشارکت دادن آنان در تحقيق پيرامون درخت چوب سرخ امريکايي يا همان درخت غول است.

در نهايت بايد به اين حقيقت اذعان داشت که مردم ناظران و محققان دقيق جامعه اند و بايد پتانسيل نهان آنها را ارج نهاد.